«عشقه» يک نمايش مفرّح تاريخی است که از زمان ورود به سالن با فضای روزمرّه بازيگرانش رو به رو می شوی؛چنان که آنها حتی محل تولد, نام پدر و مادر, و سن واقعی خود را اعلام می کنند و هر کدام نقشی را در نمايشنامه بر عهده می گيرند. فوجی زن نقش يک زن را بازی می کنند و يک مرد نقش لشگری را تک تک بر عهده می گيرد ؛بازیگران همگی دو کارگردان خود را معرفی می کنند.
«عشقه» نمایشی ست گردان؛از يک سو گرداندن نقش ها بين بازيگران, با انگيزه نمايش دادن ابعاد مختلف وجود يک شخصيت تاريخی؛و از سوی ديگر استفاده از صحنه گردان برای تعويض مکان ها و همچنين حرکت دوّار بازيگران دور سکوی گردان, برای نشان دادن گذر زمان.
سرود خوانانی که در صحنه هستند به فضای نمايش حال و هوايی نشاط آور و زنده می دهند و تماشاگر را در ميانه ی نمايش از خستگی و سکون می رهانند.
«عشقه» اجرايی است با موقعيت های نمايشی ويژه که با ابزاری بسيار ساده مفاهيم را منتقل می کند؛ مثلاً با انعکاس نور از آيينه هايی که برای خود آرايی و چهره آرايی در دست بازيگران است فضای روحانی نمايش را نيز فراهم می سازد.
«عشقه» نمايشی زمينی, نمايشی گردان؛«عشقه» کلاس درس, يادگيری قابليت های نمايشی به بهترين شکل.نمايشی با يک کلاژ زبانی خوب ملموس و قابل درک.«عشقه» عشقی به فرديت يک انسان آرمان گرا.
افروز خانبلوکی